السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )

317

جواهر البلاغة ( فارسى )

باز او گفته است : اين ماه دو هفته در نقاب است * يا حورى دست در خضاب است « 1 » أو المبالغة فى الذّم كقول زهير : يا پرسش براى مبالغهء در نكوهش است ؛ مانند سخن زهير : و ما أدرى و سوف إخال أدرى * أقوم آل حصن أم نساء من نمىدانم و گمان مىكنم به زودى بدانم كه آيا آل حصن مردند يا زنند ؟ أو التّعجّب . يا پرسش و تجاهل براى تعجّب و ابراز شگفتى است ؛ مانند : « أَ فَسِحْرٌ هذا أَمْ أَنْتُمْ لا تُبْصِرُونَ » « 2 » آيا اين افسون است ؟ يا شما [ درست ] نمىبينيد ؟ حافظ گفته است : يا رب آن شاه‌وش ماه‌رخ زهره‌جبين * درّ يكتاى كه و گوهر يك دانهء كيست الى غير ذلك من الأغراض البديعيّة الّتى لا تحصى . تجاهل عارف براى غير اينها از هدفهاى بديعى كه به شماره نمىآيد به كار مىرود . گاه ممكن است استفهام براى جلب ترحّم باشد : با دل سنگينت آيا هيچ درگيرد شبى * آه آتشناك و سوز سينهء شبگير ما عزم ديدار تو دارد جان بر لب آمده * بازگردد يا برآيد چيست فرمان شما تمرين بيّن الانواع البديعيّة فيما يلى . تمرين انواع صنايع بديعى را در موارد زير بيان كن . 1 - قال بعضهم فى وصف إبل : يكى از اعراب در وصف شترى گفته است : صلب العصا بالضّرب قد أدماها * تودّ أنّ اللّه قد أفناها « 3 »

--> ( 1 ) - گفتنى است : سكاكى تجاهل عارف را سوق المعلوم مساق غيره نام نهاده است . ( 2 ) - طور ، 15 ( 3 ) - « ضرب » لفظ مشترك ميان زدن با عصا و سير در زمين است ، زدن با عصا معنى نزديك و قصد نشده است و سير در زمين معنى دور و مقصود است . و مراد از توريه همان معناى دور است .